محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
256
اكسير اعظم ( فارسى )
مرطبات وقتى نمايند كه بخار دخانى و سر يابس قليل النوم باشد . و چون امتلا در سر از بخار رطب كثرت نمايد جذب او به سوى اسفل بشيافات و حقنهها و بستن اعضاى سافله حتى خصيتين بايد كرد و در ثقل سر واجب است كه از دوشيدن شير بر سر يا ريختن روغن بر آن يا نطول يا سعوط اجتناب نمايند بلكه بر تبخيرات بنطولات بابونجى كه در آن بنفشه و سبوس و مانند آن كه مسام را بگشايد اقتصار ورزند . صاحب كامل گويد كه دواى صداع عارض در تب آن است كه گلاب و سركه و روغن گل بر سر ريزند و روغن گل دو جزو و گلاب سه جزو و سركه يك جزو باشد . و اگر اندك آب برگ خرفه يا آب خيار يا آب حى العالم يا آب جرادهء كه با وى مخلوط سازند نفع بين نمايد . و اگر با اين قدرى صندل و گلاب و بنفشه تازه و نيلوفر آميزند نيكو باشد و همچنين اگر بنفشه تازه بر سر نهند . و اگر صداع به اين ساكن نشود اين ضماد استعمال كند صفت آن افيون يك دانگ آرد جو خطمى هر يك يك درم شياف ماميثا پوست خشخاش هر واحد دو درم همه را باريك سائيده به آب كاهو و آب خرفه و اندكى سركه آميخته بر سر ضماد كنند و روغن نيلوفر معمول تخم كه در بينى چكانند و نيلوفر و بنفشه تازه ببويند و ماء الشعير و آب انار ميخوش بنوشانند و اگر دانند كه در معده چيزى از صفراست كه بخار او به سوى دماغ بر مىآيد سكنجبين و آب گرم نوشيده قى كنند تا آنكه معده پاك شود و عقب آن شربت غوره و شربت تمر هندى و آب انار ميخوش و مانند آن دهند تدبير سعال در سرفه ايشان لعاب بهدانه و اسبغول و شيره تخم خرفه بشربت خشخاش بنوشند و اين حب پيوسته در دهن دارند مغز تخم كدو مغز تخم كدو مغز بهدانه مغز تخم خيارين تخم خطمى خبازى نشاسته كتيرا طباشير هر يك سه ماشه در لعاب اسبغول سرشته حبها به قدر نخود سازند و آش جو با شربت نيلوفر دهند . شيخ مىفرمايد كه سرفه اكثر ايشان را از حرارت يا يبس عارض شود پس بايد كه حب السعال و لعوقات خشخاشيه مرتب به مغزيات بارد و نشاسته و مانند آن در دهان دارند و قيروطيات مبردهء مرطبه معمول از روغن گل خالص و لعاب اسبغول و آب خرفه و مانند آن استعمال نمايند . مصنف ملكى گويد كه اگر با تب سرفه باشد بايد كه در ماء الشعير عناب و سپستان و اصل السوس مقشر كوفته بپزند و صاف كرده خميرهء بنفشه در آن ماليده يا شربت بنفشه حل كرده و در روغن بادام بر آن چكانيده بنوشند و لعاب بهدانه و اسبغول به اندك نبات سفيد و روغن بادام بدهند و حريرهء معمول از آب سبوس يا معمول از باقلاى خشك كوفته به شكر و روغن بادام دهند و غذا بمزورهء اسفاناخ و قطف و سرمق و خبازى بماش مقشر و گشنيز تر و خشك به روغن بادام سازند و وقت خواب اين سفوف دهند مغز تخم كدو و خيار و بادرنگ هر واحد چهار درم صمغ عربى نشاسته كتيرا طباشير هر واحد دو درم مغز بهدانه يك درم همه را باريك سائيده بحرير بيخته دو درم بجلاب يا با مثل او شكر بدهند تدبير وجع معده به قول شيخ از انصباب صفرا به سوى معده مىباشد پس اگر در ابتداى دوره تب عارض شود اندك شربت سيب با سكنجبين دهند . و بعضى مقدار اين هر دو هر يك دو توله با گلاب نيم پاو نوشتهاند و با سكنجبين تفاحى چهار توله و آلو بخارا ده عدد در گلاب نه توله ماليده بدهند و غذا شلهء اسفاناخى خورانند تدبير يبس طبيعت هرگاه قبض شديد باشد شيره گل بنفشه يك و نيم توله آلوبخارا پانزده عدد گلاب پاو آثار گلقند چهار توله و يا ملين مبارك دهند و به قول صاحب كامل طبيخ خيارشنبر و ترنجبين و تمر هندى و آلو و مويز و بنفشه و گل سرخ هر واحد به قدر حاجت بدهند و يا لعوق خيارشنبر دهند و قبل غذا آلوبخاراى شيرين مبلول بجلاب يا شربت بنفشه بخورانند و آب لبلاب به شكر سُرخ و آب انارين بشحم آنها افشرده با شكر بدهند . و اگر از اين اجابت نشود يا مريض از تناول اغذيه ايذا يابد و حسن طبيعت از چهار روز تجاوز كند حقنه لين معمول از آب چقندر افشرده و شكر سرخ و مرى و روغن كنجد استعمال كنند و يا حقنه كه در آن جو مقشر كوفته بيست درم در سه رطل آب بجوشانند تا به يك رطل آيد و در آن بيست درم فلوس خيارشنبر ماليده صاف كرده هفت درم روغن بنفشه و مثل او مرى داخل كرده باشند به عمل آرند و يا شياف از خطمى و به ورق و شكر سُرخ و يا شياف از نرگس استعمال كنند و غذا بمزورهء لبلاب به روغن بادام و اسفيدباج به زيت سازند تدبير بطلان اشتها جوارش فواكه نه ماشه با عرق زرشك شش توله بدهند . و اگر آثار ماده در معده دريافت گردد و اول تنقيهء آن بقى و مسهل نمايند چنانچه بوعلى سينا نوشته كه گاهى سبب او خلطى در فم معده مىباشد و شناخته مىشود از علاماتى كه در باب بطلان شموت طعام گفته شد پس استفراغ بقى يا اسهال نمايند و اكثر به داخل كردن انگشت در حلق و برانگيختن معده را به حركت قى انتفاع يابند و خصوصاً چون ماده تلخ يا ترش قى كنند و گاهى از شدت ضعف قوت بود پس معالجهء سوء مزاجى كه ضعف واجب كرده بضد آن نمايند بدان چه معلوم شده و لازم است كه قريب مريض بوهائى كه اشتها برانگيزد مثل بوى پوست جو مبلول به آب يا آب و سركه ببرند و جوارش منسوب به صاحبان تب بارد مثل جوارش طباشير و آمله و اندك شراب ممزوج به آب يا گلاب و آب نيم پخته فواكه عفص